پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 23 روز سن داره

بهشت كوچك من

پارمیدا و جشن میلاد پیامبر

سلام عزیزم صبح به خیر دیروز با هم رفتیم در مراسم جشن میلاد پیامبر اکرم شرکت کردیم بهت خیلی خوش گذشت کلی دست زدی، صلوات فرستادی جیغ و هورا کشیدی البته.  در این مراسم به تعدادی از افرادی که در مسابقه شرکت کردند و به بعضی ها هم به قید قرعه جایزه دادن نمی دونم چی شد که زدی زیر گریه که چرا به ما جایزه ندادن . دیروز وقتی از جشن آمدیم. پرسیدی مامان  پیغمبر چند ساله شد؟ گفتم چی ! گفتی مگه تولدش نبود؟  اینم عکسی در حال تماشای برنامه های جشن (سی دی ماه نود و دو)   ...
1 بهمن 1392

بدون عنوان

پارمیدا جونم خوشگل مامان این جمله که می نویسم داغ داغ است یعنی همین الان گفتی و دوست داشتم در وب ثبت بشه. الان با هم در محل کار مامان هستیم و ساعت ناهار است باهم یک پرتغال خوردیم ازت پرسیدم چطور است گفتی: عالی ولی خوب نیست خندیدم و پرسیدم یعنی چی عالی ولی خوب نیست؟ گفتی یعنی طعمش خوبه، عالیه ولی آبدار نیست. قربونت برم با این تفسیرهایی که می کنی. در ضمن امروز جشن است و لحظه شماری می کنی که ببرمت برای مراسم. اینم یک عکس مربوط به امروز 30-10-92 در محل کار مامان ...
1 بهمن 1392

عکس های خاطره انگیز پارمیدا

            پارمیدای قشنگم وقتی با تو هستم   وقتی می خندی می خندم وقتی تو فکری (و به قول خودت الان تو فکرم )من هم به فکر فرو می روم و باز هم مثل همیشه وقتی تو شیطنت و ژستی دلم برات پر می زنه ...
25 دی 1392

از روزهایی که گذشت

  - شهریور ماه بود که مامانی مریض و حدود یک ماهی بستری شد این یکی از خاطرات تلخ روزهای گذشته مان است جدایی من از شما عزیزانم خدا را شکر به خیر گذشت. بعضی وقتا بیمارستان را به یادم می آوری و اینکه چرا بیمار شدم؟ چرا ترا تنها گذاشتم؟ روزهای سختی بود خیلی سخت. دوری از تو و داداشی و بابایی برایم دیوانه کننده بود. هر وقت می آمدی ملاقات می گفتی مامان برایت دعا می کنم زود خوب بشی!!! نگاه های معصومانه ات را که پر از بغض بود هرگز فراموش نمی کنم. - ماه تولد بابا، مامان، خاله، مامان بزرگ، داداشی، دایی، پسرخاله هات و ... چند نفر دیگه از دوستان و فامیل را به خوبی می دانی خیلی بامزه تولد بابایی را می گویی پرودین به جای فروردین - چند روز پیش پار...
18 دی 1392

عكس ها و خاطرات پارميدا

  اين عكس ها در بهار سال 92 با موبايل گرفته شده، پارميداي عزيزم مهربون مامان، شيرين زبونم اجازه بده با گذاشتن چند عكس، ثبت بعضي از خاطرات را از دست ندم تا انشااله سر فرصت  از خاطرات و كارها و شيرين زبوني هات مي نويسم .   عكس از مهد مادر و كودك خيلي اين مكان را دوست داري حسابي بازي ميكني در حال صحبت كردن و شيرين زبوني براي مامان در پارك كرج دوچرخه سواري زماني كه بابا به كارواش رفته بود و من و توي گلم در پارك منتظرش بوديم   اين دو تا عكس را زماني ازت گرفتم كه در پیاده رو خيابان  بپر بپر می کردي   اينم دو عكس از شهربازي ارم است خيلي خيلي بهت خوش گذشت تقريبا تمام وس...
18 دی 1392

پارمیدا با کلی عکس و خاطره بعد از چند ماه تاخیر

 پارمیدای نازنیم فرشته مهربونم برای ننوشتم دیگه بهانه ای نمی آورم فقط عذرخواهی می کنم امیدوارم ببخشی. سعی می کنم تا جایی که ممکن از از خاطرات قشنگ و شیرینی که در روزهای گذشته داشتیم برایت بنویسم. برای شروع این عکس ها را که هفته گذشته یعنی هفته اول دی ماه نود و دو گرفتم را می گذارم. همانطور که می بینی حسابی خانم شدی عاشق ژست هات هستم. از بابایی مهربون و دوست داشتنی و دختر دایی عزیز فائزه جان که در این مدت برایت پیغام گذاشتن تشکر می کنیم.                     ...
17 دی 1392

چند عكس از تولد سه سالگي

پارميدا و ژست هاي هميشگي قربونت برم عزيزم تو فرشته اي فرشته قشنگ مامان و بابا مامان عاشق عكس گرفتن و پارميدا عاشق ژست گرفتن شمع 100 سالگي ات را فوت كني عزيزممممممم اينم يك عكس دو نفره با سينا پسر خاله ات عجب ژستي گرفته سينا كيك دريايي مثل دلت پاك و آبي  مباركت باشه قشنگم ...
15 ارديبهشت 1392

تولد سه سالگي پارميدا

      نازنينم فرشته مهربونم شيرين زبونم باهوشم تولدت مبارك بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت. تولدت مبارک   پارميداي عزيزم ، نگاهت زیباتر از خورشید ، دلت پاک تر از آسمان و صدایت آرام تر از نسیم بهار  . . . تولد ت مبارك   دوستت داريم و صميمانه تولدت را تبريك مي گوييم مامان بابا دادا 92-2-14   ...
14 ارديبهشت 1392

پارميدا و عيد 92

     دختر نازنينم سومين بهار زندگيت مبارك باد     پارميدا مترادف پارميس يعني پردانش و دانا، پرعهد و پرپيمان، بهشت كوچك و دختر باران(عروس باران) و زن نجيب و پاكدامن و من مي گم همه اينها به اضافه عشق يك دنيا عشق و محبت نازنينم دختر كوچولويم مرا ببخش به خاطر اين تاخير طولاني، چند عكس اينجا مي گذارم و براي هر كدام توضيحي مي دهم تا مروري بر خاطرات اين چند ماه گذشته باشه كه چيزي ننوشتم. راستي چند كلمه و جمله كه خيلي با مزه تلفظ مي كني را اول بنويسم بعد عكسها ببخت شديم نفت يعني بدبخت شديم رفت مرت يعني  متر در و ببستم يعني در را بستم زبستونا يعني زمستونا تولكت مبارك ...
26 فروردين 1392