پارميدا و عيد 92

دختر نازنينم سومين بهار زندگيت مبارك باد
پارميدا مترادف پارميس يعني پردانش و دانا، پرعهد و پرپيمان، بهشت كوچك و دختر باران(عروس باران) و زن نجيب و پاكدامن
و من مي گم همه اينها به اضافه عشق يك دنيا عشق و محبت
نازنينم دختر كوچولويم مرا ببخش به خاطر اين تاخير طولاني،
چند عكس اينجا مي گذارم و براي هر كدام توضيحي مي دهم تا مروري بر خاطرات اين چند ماه گذشته باشه كه چيزي ننوشتم.
راستي چند كلمه و جمله كه خيلي با مزه تلفظ مي كني را اول بنويسم بعد عكسها
ببخت شديم نفت يعني بدبخت شديم رفت
مرت يعني متر
در و ببستم يعني در را بستم
زبستونا يعني زمستونا
تولكت مبارك يعني تولد مبارك
قرد تورو مي دونم يعني قدر تورو مي دونم
غلو يعني گلو
مكسوا يعني مسواك
درسشويي يعني دستشويي
تبيك يعني تديگ
آردس يعني آدرس
كباك يعني كباب
داريه يعني دايره
شعرهايي كه مي خوني اي زنبور طلايي، آقا خرگوشه، عروسك قشنگ من، اتل متل تو توله، قصه قصه نون و پنير و پسته و از يك تا ده را درست هم به فارسي و هم انگليسي مي گي.
تكه كلام هايت: دوست دارم هزارتا عاشقتم ي دنيا
عاشقتم از صبح تا شب در خونه تم
دوست دارم فراوون قرد تو رو مي دونم


ساحل درياي نوشهر عيد امسال (92) در حال آب بازي و ماسه بازي

پارميدا با ژست هميشگي در نمك آب رود

پارميدا در جنگل هاي نمك آبرود

در حال ديدن سي دي جديد كه از شمال خريده بود

قهر كرده و ناراحته (لب و لوچه را ببين خداي من)كه اجازه نداديم بره پيش خاله مهناز

پارميدا لباس خوشگلش را پوشيده منتظره مهمان ها بيان

اوه اوه اوه ژستش را ببين

پارميدا ماماني شده بچه اش ماني را بغل كرده و شيشه شير به دست مي خواد بره مهموني


آماده براي رفتن به خونه عمه ها براي عيد ديدني

خوابي آرام و راحت در بعدازظهر بهاري


اينم عروسكش پاني كه از شمال خريده

قبل از رفتن به عروسي پسرخاله مامان آقا احسان پارميدا از آرايشگاه آمده لباس پوشيده و آماده رفتن است عروسي توي بهمن ماه بود

در حال رقصيدن

ژستي ديگه جلوي ويلا

بدون شرح

بدون شرح

جلوي خونه خاله شهناز


پارميدا و عيد 92
