پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

بهشت كوچك من

بدون عنوان

1390/12/13 13:15
نویسنده : مامان پارميدا
266 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم سلام دختر نازنينم، باز هم عذر خواهي مي كنم كه دير به دير چند جمله اي برايت مي نويسم در محل كارم سرم خيلي شلوغ شده بيشتر از گذشته، توي خونه هم كه خودت خوب مي داني سرگرم كار خونه، مراقبت از خوشگل خانومم و آشپزي و شستشو و... فرصتي پيش نيامده كه با خيال راحت از كارها و يادگيري ها و شيرين كارهايت بنويسم.

پارميدا خانوم جديدا جيغ جيغو شدي البته با چاشني لوس بازي، وقتي بابايي خونه است خودت را حسابي لوس مي كني و از انجام بعضي كارها شونه خالي مي كني و با جيغ كشيدن كارت را پيش مي بري. مثلا با دست غذا مي خوري تا من اعتراض مي كنم كه "پارميدا قاشق را بردار و با قاشق غذا بخور" اول به بابايي نگاه مي كني و وانمود مي كني مي خواهي گريه كني و بعد هم با جيغ مي فهماني كه "نه نه" يعني هر جور دلم مي خواد.

ديگه اينكه ترجيح مي دهي هر كس محدوده اي داشته باشد و ديگري اجازه ندارد به محدوده وارد شود. مثلا دادا فقط بايد روي يكي از مبلهاي جلوي تلويزيون بشينه اگر حواسش نباشد و روي يكي ديگه بشينه پارميدا خانوم معترض مي شود و از آن جيغ هاي بنفش مي كشد و مي گويد مامان، يعني اينجا جاي مامان است. يا كسي حق نداره با ليوان بابايي آب بخوره، به گوشي دادا دست بزنه، و البته به وسايل خودت نگاه چپ بكنه فقط بابايي اجازه داره به همه چيز دست بزنه؟ راستي چرا؟ بعدا بهم بگو باشه.

 پارميدا جون سال داره تمام مي شود اسفند آخرين ماه ساله فصل زمستان به آخر رسيده و هوا يواش يواش گرم مي شود. شما دختر گلم هم بزرگتر شدي انشااله ارديبهشت ماه تولد 2 سالگي را مي گيريم.

آخر اسفند عروسي دختر خاله من است سوده خانم، يك لباس خوشگل و كفش خوشگل تر برايت تهيه كردم اميدوارم خوشت بياد و بهت خوش بگذرد.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان ساراجون
13 اردیبهشت 91 8:21
سلام وبلاگتون خیلی جالبه و قشنگ هست به ماهم سربزنید خوشحال میشیم