پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

بهشت كوچك من

پارميدا و دلتنگي هاي مامان

1391/4/21 14:47
نویسنده : مامان پارميدا
412 بازدید
اشتراک گذاری

 

من در این خلوت خاموش وسکوت
پــــــرم از دلتنـــــگی
و گــــرفته است دلــــم
و چه درد آور و آرام وحـــزین
هجر چشمان قشنگ تو مــــــرا میشکند

 

پاراميداي من، قشنگم، نازنينم، شيرينم،

زبون ريختن و ناز كردن هات خيلي قشنگه، هر روز با چيزاي جديدي كه ياد مي گيري و حرفاي با مزه اي كه مي زني دلمان را شاد و جسم خسته مان را التيام مي بخشي.

مهربوني كردن و محبت هاي صادقانه و صميمانه ات دلمان را ضعف مي برد درك خوب و بالايت در اين سن زبانزد دوستان و فاميل شده. شايد در آينده كه اين مطالب را بخواني بگي ماماني اينطوري ها هم نبوده حتما حس مادرانه باعث شده اينطوري بنويسم. نمي دانم طبيعي است كه حس مادرانه را انكار نكنم اما اين درك و شعور و مخصوصا مهربوني كردنت، تنها زبانزد من نيست هر جا كه مي رويم با هر كس كه برخورد مي كنيم حتي زماني كوتاه مهرباني و صميمتت را نشان مي دهي. شايد اگر بتوانم چند مثال برايت بزنم حق بدي كه اينگونه هستي و اميدوارم همين طور بماني محبت به ديگران و درك خوب از اطرافيان را هرگز از دست ندي. عاشقتم پارميدا

 

 چندتا از وسايل و خوراكي هاي كه بهشون علاقه خاص داري را برات مي نويسم:

 

 

قطار

شيشه لاك ناخن و لاك زدن به انگشتانت

كارتون پنگوئن پينگو

قاشق و چنگال و نمكدان از وسايل آشپزخانه 

تاب

توپ

 

 

هندوانه

 

آينه

كتاب

تلفن

بادكنك

استخر

 

 

سي دي خاله ستاره (كيتي)

 

راكينگ چير

يخچال

شيريني و بستني

 

عقاب باش تا شکوه بلندترین صخره ها تو را از حقارت خاک، متنفر سازد

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

samira
19 شهریور 91 11:29
منم بچه بودم پستونکــــــــــــــــــــــ خعـــــــــــــــــــــــــلی دووووس داشتم