پارميدا و توانايي هاش
در ادامه خواندن كلمات، و ذوق و اشتياق من براي ياد دادن، ديروز موفق شدي دو جمله را بخواني. اولي (بابا بيا) و دومي (بابا نان داد) جالبه كه خودت هم موقع خواندن ذوق مي كني و مي خندي و براي خودت دست مي زني
، و از ما مي خواهي كه دوباره ازت بخواهيم كه كلمات را بخواني. 
پارميدا تو خيلي ماهي، اينو مي گم نه اينكه دخترم هستي و عاشق ات هستم، نه باور كن كارهات و رفتارت خيلي جالبه، به ما مي فهماني كه فهميدي و نياز به توضيح بيشتر نيست. مثال خيلي زياد است كاش مي شد از تمام كارهات فيلم بگيرم و در وب بگذارم تا تو ببيني و لذت ببري و بداني كه حق دارم اينقدر ازت تعريف كنم و بگم كه خيلي ماهي. محبت و معرفتت كه زبان زد است وقتي در حال خوردن خوراكي( ميوه تنقلات و...)حتي خوراكي كه خيلي دوست داري هستي حتما با همه تقسيم مي كني. و هر وقت كسي را مي بيني از فاميل و دوستان با مهرباني مي روي صورتشان را مي بوسي و ابراز محبت مي كني.
خاله مهناز رفته سوريه و تو خيلي دلتنگي مي كني، مطمئن هستم خاله هم دلش حسابي برايت تنگ شده.ديروز با خاله ليلا و مامان بزرگ برايش آش پشت پا پختيم خيلي خوب شده بود تو هم كه عاشق آش هستي فكر كنم دو تا پياله آش خوردي نو ش جونت.
امروز كه اينها را مي نويسم راستش خيلي نگرانت هستم مجبور شدم اداره بيايم و ترا نزد مامان بزرگ
بگذارم اميدوارم بي تابي نكني و مثل هميشه دختر كوچولوي خوبي باشي.
دوستت دارم


پارميدا و توانايي هاش
