پارميدا و چند تا عكس

سلام قشنگم سلام عزيزم چند تا از عكس هاي كه در 16 ماهگي ازت گرفتم با يك توضيح مختصر را مي زارم اميدوارم دوست داشته باشي
پارميدا منتظر تا با بابايي به پارك بره

پارميدا در پارك بازينو در كرج

پارميدا از خواب بيدار شده و اولين كاري كه مي كنه پشت درب خونه مامان بزرگ دخيل مي بنده و مامان بزرگ و خاله را صدا مي كنه

وقتي صداشو را مامان بزرگ نشنيد و درب را باز نكرد رفت سراغ جارو و تميز كردن حياط

پارميدا ناراحت شده كه مامان بزرگ در را باز نمي كنه
ن
پارميدا در حال رفتن براي خريد

پارميدا در حال ديدن مغازه ها بود كه يك آقا پسر بنام مسيحا پيدايش شد

پارميدا آمده شده بره سينما ظاهرا از نا هماهنگي رنگ كفش با لباسش گله داره

انگار يك جوري كنار آمد و خوشحال و خندان راهي شده
ا
پارميدا و گلدان دوست داشتني اش كه هر روز يك سري بهش مي زنه

پارميدا و يك ژست ديگه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پارميدا و چند تا عكس
