پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

بهشت كوچك من

پارميدا و دكتر افضليان

1390/7/6 13:02
نویسنده : مامان پارميدا
1,064 بازدید
اشتراک گذاری

ماماني، جيگرم، ديروز وقتي به دكتر رفتيم در اتاق انتظار براي خودت قدم مي زدي و هر چيزي كه به نظرت جالب مي آمد را  ور انداز مي كردي. تيپ زده بودي يك تيپ اسپورت و قشنگ جلوي تمام مامان و باباها و بچه هاشون كه در اتاق بودند مانور مي دادي و لبخند مي زدي و از كنار هر كسي  كه رد مي شدي از لپت يك نيشگون مي گرفتند. تا اين قسمت خوب بود ولي همينكه به اتاق دكتر رفتيم تا يادت آمد كه كجا هستي و الان وقت معاينه است شروع كردي به گريه و زاري اونم چه گريه و زارييييييييييييييي خلاصه بنده خدا آقاي دكتر با سختي قد و وزن ات را گرفت و يك شكلات هم جايزه داد اما تو به هيچ صراطي مستقيم نبودي و فقط مي خواستي كه از اتاق بيرون بريم. دلم خيلي برات سوخت بميرم الهي. خلاصه از مطب بيرون زديم و تو تا چند دقيقه انگار با من قهر بودي اصلا نگام نمي كردي و بعدش هم كه بابايي را ديدي گل از گل ات شكفت و ماماني بي ماماني.

پارميدا خانوم در مطب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)