پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

بهشت كوچك من

ادامه قصه مامان و پارميدا(سفر شمال و مشهد)

1390/4/29 11:10
نویسنده : مامان پارميدا
544 بازدید
اشتراک گذاری

پارميداي من، اولين سفرت به شمال (نوشهر- چالوس) 7 مهرماه 89 به اتفاق مامان بزرگ و خاله مهناز بود، خيلي خوش گذشت. تو فوق العاده بودي. دو تا عكس از اولين سفرت مي گذارم.  يادش بخير.

دومين سفرت 11 خرداد 90 بود كه سه نفري رفتيم ماماني و بابايي و پارميدا دادايي هم نيامد. اين سفر هم خيلي خيلي خوش گذشت و تو هم حسابي كيف كردي. از اين سفر هم عكسي مي گذارم البته يكي از عكس هاي خاطره انگيز كه بدين شكل گرفته شد در صف نماز من و شما نشسته بوديم و منتظر بوديم نماز شروع شود درست روبروي حرم امام رضا بوديم كمي هم باران مي آمد به يك دختر خانم 7 يا 8 ساله كه كنارم نشسته بود گفتم وقتي ترا بلند مي كنم روي دستم ازت يك عكس بگيرد. طفلك موبايل را هم به سختي دستش گرفت ولي وقتي عكس را ديدم خيلي خوشم آمد خيلي جالبتر از عكس هايي شده بود كه خودم يا بابايي گرفته بوديم.دقيقا درب ورودي حرم پشت سرت افتاده بود. دوست دارم عزيزم. و به اميد سفرها و سفرهاي ديگر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

هدي جون
29 تیر 90 14:10
سلام حالتون خوبه ؟؟؟ ميخواستم اگه ميشه به من راي بدين كد من : 128