خاطره روز
ديروز جمعه 24 تيرماه بود هوا خيلي گرم شده و توي گلم هوس آب بازي داشتي، چپ و راست از صورت بابايي بوس مي كردي
و مي گفتي " آب بازي " اين اولين كلمات است كه پشت سرهم ادا كردي. از قصد هي بهت مي گفتيم چي مي خواي پارميدا كه ترا وادار كنيم اين كلمه را دوباره بگي و تو هم با شيريني تمام " آب بازي" " آب بازي" بنابراين خيلي سريع همه چيز را فراهم كردم تا آب بازي كني ازت فيلم گرفتم آخه خيلي ذوق داشتي از خوشحالي جيغ مي زدي و مي خنديدي. بابايي، مامان بزرگ، خاله مهناز، دايي سعيد، دادايي، همه دورت بودند با خنده هات مي خنديدند. مامان بزرگ كمي نگران بود كه خداي نكرده سرما نخوري. يك عكس از ديروز را در اين صفحه مي گذارم. دوست دارم عزيزم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطره روز
