دست نوشته برای پارمیدای عزیز
دختر قشنگم، مهربونم، شیرین زبونم
چند تا از کلماتی که خیلی بامزه می گی را برات می نویسم که یادگاری بمونه و شاید روزی با یادآوری آنها خنده به لبات بشینه.
عقب = عبق
مدرسه = مردسه
مسواک = مِو ساک
سرفه = سفره
گلو = قّلو
شُکر = شُرک
قلبت = قبلت
یخچال = یشخال
دنیا = دینا
چند روز پیش با یک بازی موبایل دوتایی سرگرم بودیم و یکبار شما یکبار من بازی می کردیم و امتیازها را بلند می گفتیم وقتی نوبت من بود و امتیاز بیشتری گرفتم با هیجان پریدی بالا و گفتی مامان من به تو افتخار می کنم. 
هر وقت توی تلویزیون تبلیغ تن تاک را نشان می ده می گی مامان برای تولدت یکی از اینها می خرم.
هفته پیش سرما خورده بودی و سرفه می کردی، اول اینو بگم که در خوردن شربت و دارو خیلی دختر خوبی هستی حتی بعضی وقتا خودت یاد آوری می کنی که وقت خوردن دارو است. دکتر هم که رفته بودیم همینکه وارد اتاق دکتر شدیم با صدای بلند خودت را معرفی کردی و روی صندلی نشستی تا دکتر معاینه ات کنه و بعد هم از آقای دکتر تشکر کردی و طبق معمول که می گی تشکر آمدیم بیرون 


دست نوشته برای پارمیدای عزیز
