پارميداپارميدا، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

بهشت كوچك من

كارهاي پارميدا

1390/4/22 12:53
نویسنده : مامان پارميدا
271 بازدید
اشتراک گذاری

پارمیدا جونم، عزیز دل مامان، در اين صفحه هم مي خواهم كارهايي را كه ياد گرفتي تا امروز كه 14 ماهه هستي را بنويسم اميدوارم همه آن يادم باشد. البته شايد به ترتيبي كه ياد گرفتي نباشد. ولي اينطوري مي خوام بگم كه خدا را شكر، پارميدای من، خیلی باهوشههههههههههه، .

دست زدن

اتل متل ( وقتي مي گفتيم اتل متل شروع مي كردي روي پاهاي خودت ضربه زدن) اگر تنبلي نكرده بودم و از اول برايت اين وبلاگ را ايجاد كرده بودم الان دقيقا مي گفتم در چند ماهگي اينكارو مي كردي ولي تا آنجا كه يادم است خيلي زود بود و به همين دليل جلوي هركس كه اين كار را انجام مي دادي تعجب مي كردن و هي ماشااله ماشااله مي گفتن خب بگذريم الان مي گن چقدر از بچه ش تعريف مي كنه.

لي لي حوضك (وقتي مي گفتيم لي لي حوضك انگشت شصت را مي گرفتي يعني منه منه كله گنده ) و وقتي ما مي گفتيم آره منه منه كله گنده تو لبخند مي زدي

گرفتن گوشي براي الو الو گفتن كه كار هر روزه ات شده بود و البته هست

قايم موشك(گرفتن دوتا دستت جلوي چشمات يعني قايم شدي) وقتي مي گفتيم پارميدا كجاست؟ نيست؟ دستت را بر مي داشتي و مي زدي زير خنده (يعني من اينجام)

خواندن كتاب (وقتي كتابي دستت مي گرفتي شروع مي كردي به آواز خواندن و اَ  وِ ُ گفتن.  عكس هاي كتاب را نگاه مي كردي و نهايتا پاره پاره كردن)

رقصيدن ( سر تكان دادن ، دستهارا بالاي سر چرخاندن )

چشمك زدن، اخم كردن (زماني كه مي گفتيم ما را بترسان)، توپ بازي(شوت زدن)، لالايي و خوباندن عروسكهات، بوسه فرستادن با دست، بوسه محكم، آوردن وسايل(زماني كه مي گفتيم )كنترل تلويزيون، اسباب بازي، و.....

نشان دادن دستات، پاهات، گوش هات، چشم ها و  بینی و انگشتای دستات(وقتی ازت می پرسیم پاهات کوش؟ می گی " اینا" گوشات کوش؟ می گی " اونا"

صدا کردن عمو، مامان، بابا، دادا، نانا(نیما) و یا اشاره کردن با دست به خاله سهیلا کو ؟ خاله لیلا کو و...

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)